Menu with News Bar Below Repeating Banner

صفحه - صدیق وفا

صدیق وفا صدیق وفا

نقش لويَه ِجرگه ها در ساختار اجتماعی، سياسی و قانونگذاری افغانستان

2026-06-02 12:04:42

 در اوضاع واحوال کنونی که وطن ما افغانستان نیازمند گذار به قانونیت، عدالت و حاکمیت قانون بوده و مسالۀ شناسائی ملی و بین المللی ما وابسته به احیای قانون اساسی میباشد و طبق رسوم گذشتۀ تأریخی مرجع تصویب قانون کبیر ملی جرگه کبیر ملی پذیرفته شده است. روی این ملحوظ نگاشته خود را با نیاز روز وفق داده و اینک درمعرض خوانش آگاهان و تأریخپژوهان قرار میدهم 

                             

آغاز سخن

جِرگه ها در ساختار سیاسی،اجتماعی و قانونگذاری افغانستان از ازمنه قدیم به اینسو جایگاه و مقام شامخی را احراز داشته است،بنابر سنتی بودن کشور هنوزهم به باز شناختی ماهیت،اهداف و عملکرد جِرگه ها نیاز مبرم بوده و روند آتیه " ملت سازی" و"دولت سازی" در افغانستان از نقش برازندۀ آن بینیاز نیست، البته پاگذاشتن به عصر دولت- ملت و برقراری نظام مقتدر ملی مستلزم آن است که نه تنها تجربه و شکلگیری دولتهای ملی در اروپا و سایر نقاط جهان که از قرن نزده بر وفق مقتضیات هر کشور آغاز و ادامه یافت، درنظر گرفته شود، بلکه قبل بر همه جامعه شناختی تأریخی و فرهنگی افغانستان توأم با روانشناسی مردم این کشور، رسوم و عادات و سنن پسندیده این سرزمین که جِرگه ها و لویه جرگه یکی آن است مورد توجه و کنکاش قرار داده شود، روی همین ضرورت پَژوهش کنونی که نمونۀ از کار محققانه و خدمتگارانه در عرصه روشنگری میباشد غرض آگاهی مزید پیشکش خوانندۀ حقیقت جو و کاوشگر میگردد، باید یادآور شد که نگارنده مانند هر صاحب نظر دیگر، از خود طرز دید معین دارد، امّا در این کار سعی بعمل آمده است تا حقایق تأریخی همانطوریکه اتفاق افتاده بیان شود و احساسات شخصی در آن مطمح نظر نباشد.

لویَه ِجرگه ترکیبی از زبان پشتو و دری است، که مفهوم جرگهٔ بزرگ ،جرگه ملی، بزرگترین مجمع بزرگان و شخصیتهای قومی و اجتماعی کشور افغانستان را دربر میگیرد، جرگه واژهٔ دری و به معنی گروه، وصف، حلقه، مجلس و محفل آمده است، جرگه در کاربردهای سیاسی-اجتماعی آن به معنی گردهمائی و نشست است، بعبارت دیگر هر مجلس، جلسه و اجلاسی که برای تصمیمگیری، نظرخواهی و مشورت در بارۀ یک امر محلی، ملی و قومی برگزار شود، جرگه است. آنچه جرگه را از نشستها و گردهمائیهای دیگر جدا میسازد محتوا، شیوه کار و منظور آن است، محتوای جرگه مردمی است و برای سنجش آرای عمومی یک معیار سنتی پذیرفته شده است ، ولو در موقعیت کنونی که اتوریته سنتی قبیله ئی بنابر نفوذ گستردۀ جنگسالاران و مذهبیون ضربه خورده و احیای مجدد آن ایجاب یک مرحله گذار به نظام دموکراتیک را مینماید، باآنهم برخیها جرگه را نوعی رفراندم یا همه ُپرسی نیز خوانده اند، امّا همه پرسی (Refrandom) بیشتر مفهوم رایگیری مستقیم از همه اعضای تشکیل دهندۀ یک سازمان یا یک جامعه را دارد، که برای رد یا تصویب سیاستی که رهبران یا نماینده گان شان پیشنهاد کرده اند معطوف میباشد، تفاوت کلی آن با جرگه و لویه جرگه در آن است که در رفراندم رایگیری محض مطمح نظر است، اعضای سازمان یا جامعه در رفراندم مجال جروبحث و تبادل نظر را نمییابند، حالانکه در جرگه و لویه جرگه بحث و فحص صورت گرفته و روحیه دموکراتیک آن علی الرغم آنکه تندروان چپ جرگه را یک "تجمع فئودالی و قّبیله ئی" میدانند و تندروان راست " چسپیدن بر جرگه را" نسبت مغایرت با امیال تنگنظرانه شان مردود و بدعت میدانند، اما عناصر دموکراتیک آن فراختر و بیشتر است، غایه و منظور از تشکیل جرگه ها چاره جوئی، رسیده گی و تصمیمگیری همه گانی در مورد یک مسأله سیاسی-اجتماعی است.

قابل یاد دهانی است که جرگه ها و لویه جرگه ها یکسره کارساز، بی عیب، مدافع منافع ملی و بازتاب دهندۀ خواستها و آرمانهای ملی افغانان نبوده، بل برخی از جرگه ها، شوراها مانند جرگه های دوره امیر حبیب الله خان که با خبط سیاسی در رابطه به چشمپوشی از استقلال افغانستان تحقق یافت، دوره اختناق، ترور و دهشت نادرخانی که بخاطر روپوشی تبهکاریها تدویر یافت همچنان شورایهای خود ساخته جهادی تحت نام شورای اهل حل عقد و شورای طالبی که دوره های انارشی را صحه گذاشت، محض بخاطر روپوشی سیاستهای مستبدانه و صحه گذاشتن به تصامیم خلاف اراده مردم برگزار و دعوت شده اند، که تفصیل هریک بجایش خواهد آمد.



یکم) کرکتر و مشخصه جرگه ها، انواع و اقسام آن

یکی از مشخصه های بارز جرگه ها ناشی از ساختمان طبیعی کشور افغانستان که همانا کوهستانی بودن و انقسام آن به دره ها، وادیها و شیله ها میباشد، زیرا ساکنان هر دره و وادی از ازمنه ها به اینسو به قبیله و قومی منسوب بوده اند و مراودات اجتماعی میان ایشان بصورت مستدام ایجاب مینمود که مسائل همه گانی از قبیل، کوچکشیهای بزرگ، بروز جنگها، حدوث سیلابها، و سایر مسایل ذات البینی را از طریق جرگه ها حل و فصل کرده و برای پایان دادن به منازعات محلی و بیرون رفت از دشواریها و دوری جستن از آفات طبیعی به چنین مجتمع ملی رجوع نمایند، قرار روایات شفاهی در میان قبایل و اقوام ساکن افغانستان بویژه پشتونها تا پنجاه سال قبل از امروز در میان هر ۳۰ تا ۳۲ سال یک لویه جرگه عنعنوی برگذار میشد و این جرگه ها مسایل مبرم ملی را مورد بحث، تبادل نظر و فیصله قرار میداد، میگویند بعضاً که راه بیرون رفت را نمیتوانستند مشخص سازند، بخاطر دریافت راه حل به قره کشی هم متوسل میشدند که آنهم ناشی از سطح نازل درک پیچیده گی میبود.

منظور از تشکیل جرگه ها چاره جوئی، رسیده گی و تصمیمگیری همه گانی در مورد یک مسأله سیاسی-اجتماعی است. شیوه کار آن بسیار ساده است. معمولاً یک فرد اداره آنرا به عهده میگیرد و موضوع خاصی را به همه پرسی میگذارد تا شرکت کننده گان روی آن به بحث بپردازند. در پایان با توافق کلی به تصمیم مشترکی میرسند. این تصمیم سر انجام به مثابه یک فیصله ملی، محلی و قومی عملی میگردد.

تدویر جرگه نه زمان معین دارد و نه جای معین، بنابر نیازهای سیاسی و اجتماعی به وجود میآید و پس از پایان کار، خود به خود منحل میگردد. میتوان گفت که جرگه هر زمان و هرجائی که یک امر سیاسی یا اجتماعی ایجاب کند تشکیل میشود، اعضای جرگه را موی سفیدان، بزرگان اقوام و شخصیتهای با تجربه و متنفذ میسازند.

جرگه، کهنترین نهاد سنتی در ادارهٔ اجتماعی است و ریشه در تأریخ و فرهنگ قبیله ئی دارد، جرگه به کدام قوم، ملت، محل و فرهنگ خاصی تعلق ندارد و به گونه هائی در میان همه جوامع بشری دیده شده است، اما در جوامع که از سازمان و ساختار سیاسی و اجتماعی پیشرفته برخوردار اند، نقش آن کمرنگتر شده کار برد آن کم کم از میان رفته است.

در افغانستان هنوز هم جرگه یک راهگشای سیاسی-اجتماعی شمرده میشود و از کار آِیی خوبی برخوردار است. در مورد بهره برداری سیاسی از جرگه ها جای بحث است که در بیشتر موارد وسیله ای بوده است برای مشروعیت بخشیدن به خواسته های از پیش تعیین شده دولتهای افغانی،جرگه در افغانستان سه نوع است:(جرگه محلی،جرگه قومی و جرگه ملی که همانا لویه جرگه) میباشد.

جرگه محلی، در مقایسه با سایر انواع جرگه ها ساحه تأثیر محدودی دارد. این جرگه ها از گذشته های دور تا کنون در سراسر افغانستان وجود داشته عملی ترین شیوه اداره سنتی اجتماعی در ده و محله به شمار میرود، جرگه های محلی معمولاً در موارد کمآبی، سیلابها، خشکسالی و برای حل اختلافات محلی بوجود میآید.

جرگه های قومی، به مسائلی میپردازد که یک یا چند قوم را دربر میگیرد. این جرگه ها در مواردی مانند برخوردهای قومی و یا بروز اختلافها و مسائل مهمی که تصمیمگیری و تلاش مشترک را ایجاب میکند، تشکیل میشود.

جرگه ملی یا لویه جرگه، بزرگتر ین مجمع بزرگان و شخصیتهای قومی و اجتماعی کشور است و در موارد بحرانی در افغانستان تشکیل میشود. در بیشتر موارد از سوی پادشاه یا رئیسجمهور فراخوانده شده اعضای آن میتوانند هم انتخابی و هم انتصابی باشد.



دوم)لویه جرگه ها در سده های پیشین تا تشکیل مجدد افغانستان و آغاز جنبشهای آزادیخواهی در بحبوحۀ سه تجاوز انگلیسها

جرگه و مشوره سران و بزرگا ن در سرزمین ما قدامت چندین هزار ساله دارد، کشور ما از آریانا تا خراسان و افغانستان کنونی شاهد برگزاری مجالس عمومی ، جرگه ها،  مشوره ها  و شوراهای متعدد بوده که از تخت نشینی یما پادشاه نخستین پادشاه بلخ و باختر میتوان یادآور شد که بعد از شور و مشوره صورت گرفت، بعدها در دوره های متعدد از دولتهای مستقل و نیمه مستقل یونانوباختری گرفته تا کوشانیها، یفتلیها، سامانیها، هنگام استیلای اعراب تا قیام ابومسلم خراسانی ، دور صفاریها، سامانیها، طاهریها، غزنویها، سلجوقیها، غوریها و همچنان در دوره های استیلای چنگیز خان و مغلها تا صفویها و تا ایجاد دولت مستقل افغانستان هنگام هوتکیها و ابدالیها، جرگه و مشوره به اشکال و شیوه های گوناگون چه هنگام انتخاب زمآمداران، چه هنگام دفع استیلای خارجی و بیگانه گان تدویر و انعقاد یافته است که پرداختن به همۀ آنرا میگذاریم به تأریخنگاران ارجمند ما ، مادر اینجا حداقل از سه قرن گذشته افغانستان را که جرگه ها در سرنوشت کشوری بنام افغانستان نقش مهمی را ایفاء داشته اند کنکاش مینمایم و به استناد آن بر همۀ پروسه های تأریخی سیر جرگه ها میتوان قضاوت نمود و در کار بعدی انتباه گرفت.



جرگه “مانجه” یا مارجه کنونی

جرگه مخفی موضع ” مانجه” در ۳۰ میلی شمالشرق کندهار( هلمند کنونی) در سال ۱۷۰۹ تقویم مشترک تدویر یافت، به نقل از کتاب وزین ” افغانستان در مسیر تأریخ”هدف آن معدوم ساختن قشون گرگین و تشکیل حکومت مستقل ملی بود این جرگه یکی از جرگه های با اهمیتی میباشد که در آن رهبران اقوام و قبایل مختلف شرکت نموده بودند، مساعی دوآمدار، درایت و قابلیت میرویس خان هوتکی باعث شد تا این جرگه با خوشی رهبری میرویس خان را در رأس قوای ملی بپذیرد، خصوصیت بارز این جرگه آن است که در کار آن روسای قبایل ابدالی، غلجائی و تاجک و هزاره و ازبک و بلوچ بشمول روحانیون متنفذ، بحیث قوه واحد ملی در تشکیل آن سهم شایسته و مساوی داشتند، از جمله مشاهیر شاملین جرگه اینها بودند: میرویس خان، یحیی خان برادر میرویس ،محمد خان معروف به حاجی انگو برادر زاده میرویس، یونس خان کاکړ، نورخان برېڅ، گلخان بابری، عزیز خان نورزائی، سیدال خان ناصری، بابو جان بابی، بهادر خان، یوسف خان و ملا پیر محمد معروف به میاجی و دیگران.


میرویس خان هوتک


مقررّات این جرگه در کمال آرامی و اختفا عملی شد، این اختفا طوری ماهرانه بعمل آمد که تا ساعت موعود یکنفر از ارباب حکومت هم کمترین احساسی ننمود در حالیکه قوای قیام کننده در هرطرفی تجهیز میشد، یکی از مقرّرات جرگه این بود که شرایطی بایست فراهم نمود تا قوای دشمن تقلیل و پراگنده شوند، در این میان برفق رای جرگه یکی از روسای بلوچ از دادن مالیه اباء ورزید، تا گرگین قطعات نظامی را برای سرکوب بلوچها و اخذ مالیه ترینکوت ( مرکز ارزگان کنونی) سوق کند، همچنان کاکړیها متعاقباً در ارغستان کندهار از دادن مالیه سرزدند، که گرگین شخصاً بغرض تنبیه آنان از شهر خارج شد، و مشغول زدن و بستن و حبس و تاراج گردید، در چنین وضعیتی نیروهای ملی به رهبری میرویس خان گرگین را در “ده شیخ ارغستان” در باغی غافل گیر و محاصره نموده و همه را نابود کردند، بعد این نبرد فیصله کن میرویس خان با سه هزار سپاه جانب شهر تاختند، محافظین شهر دروازه را اشتباهاً به تصور گرگین گشودند، تا فردا انهدام قطعی اردوی صفوی و گرجی را با تشکیل حکومت آزاد ملی در سال ۱۹۰۷ اعلام داشتند، در این نبرد فیصله کن از برکت جرگه ملی برادران تاجک، هزاره،ازبک و بلوچ دوشادوش پشتونها صف واحدی را درمقابل استیلاگران خارجی تشکیل دادند و در تأریخ افغانستان معاصر تجربه بزرگ ملی را به یادگار ماندند، میرویس خان بر مبنای خصوصیات و ترکیب نخواست عنوان پادشاهی اختیار کند، بل خودش را بحیث رئیس قوم و مساوی الحقوق با سایر روسای محلی اعلام داشت، جرگه مارجه درحقیقت نخستین جرگه افغانستان است که به شکل اوپراتیفی ( با درنظرداشت مهارتهای سیاسی و استخباراتی) توانست دستآورد بزرگ آزادی را به ارمغان آورد و همین جرگه و نتایج آن سر آغاز جنبشهای آزادی خواهی بخاطر ایجاد دولت سرتاسری آینده افغانستان مستقل بود.روی همین برهان میرویس خان هوتکی لقب معمار استقلال و نیکه را گرفت.



لویه جرگه یا جرگه بزرگ ( مزار شیر سرخ) کندهار

این جرگه سر نوشت و آینده کشور تازه ئی که هنوز از ملک خراسان صحبت میشد و نیم قرن بعد به نام افغانستان رقم زده شد، به نقل و فشردۀ از صفحه های ” افغانستان در مسیر تأریخ” چنین اتفاق افتاد.

همینکه نادرشاه افشار در فتح آباد خبوشان ( قوچان) از شدت قساوت و بیرحمی که درحق مردمان خراسان میکرد توسط افسران افشاری کشته شد، و اختلال در اردوی بزرگ او پدید شد، قشون افغانی که مرکب از چهار هزار غلجائی و دوازده هزار ابدالی و اوزبیک بود، به صواب دید قوماندان عمومی نورمحمد خان غلجائی و احمد خان ابدالی بطرف کندهار حرکت کردند، در کندهار که مرکز بین الا قومی افغانستان بود، نورمحمد خان به خانهای غلجائی و اوزبیک و ابدالی و هزاره و بلوچ و تاجک پیشنهاد کرد تا که جرگه ئی تشکیل و پادشاهی را انتخاب کنند، این جرگه در اکتوبر سال ۱۷۴۷ در عمارت “مزار شیر سرخ” در داخل قلعه نظامی نادر آباد منعقد گردید و ۹ روز دوام کرد، در طی این جلسات اتفاق آراء ممکن نمیشد، زیرا موضوع مهم و هرخان مقتدر طالب سلطنت بود، در حالیکه خانهای رقیب( از قبیل: نورمحمد خان غلجائی، محبت خان پوپلزائی، موسی خان اسحاقزائی، نصرالله خان نورزائی و دیگران) همدیگر را رد میکردند، تنها کسی که در این جرگه راجع به خود حرف نمیزد، احمد خان ابدالی بود، عشیره او سدوزائی،از حیث کمیت خوردتر از سایر عشایر بود، گرچه جد او دولت خان وقتی رئیس ابدالیهای ارغستان و پدرش زمان خان رئیس حکومت ابدالی هرات بودند، ولی اختلاف خانها غلجائی و ابدالی که همدیگر را نفی میکردند، خلائی تولید کرد که بایستی حتماً پُر میشد، پس در روز نهم جرگه، طرفین یکنفر عضو جرگه را حکم تعیین کردند که هر که را او به سلطنت انتخاب کند،همه به وی بیعت نمایند، شخص حکم همان صابرشاه کابلی پسر روحانی و متصوف استاد” لایخور” از اهل کابل بود، که به هیچ قبیله ئی تعلق نداشت، این صوفی سیاستمدار برخاست و احمد ابدالی را بحیث پادشاه معرفی کرد و هم خوشه گندمی را در عوض تاج به کلاه او نصب نمود، فئودالهای بزرگ اگر خواستند یا نخواستند، مجبور به بعیت و تصدیق سلطنت این مرد جوان گردیدند، به اینترتیب جرگه مذکور احمد خان ابدالی را بعنوان ” احمد شاه” به پادشاهی کشور اعلان کرد و به اینترتیب وی با تشکیل مجدد افغانستان کشور تازه و مستقلی را بنیاد گذاشت.

البته تأریخ گواهی میدهد که در سال ۱۷۹۳ در زمان سلطنت تیمور شاه درانی نیز لویه جرگه اختصاصی تشکیل و هدف آن انتقال پایتخت از کندهار به کابل بود.




                           مراسم تاجگذاری احمد شاه ابدالی در نتیجۀ لویه جرگه شیر سرخ




لویه جرگه یا جرگه بزرگ عاشقان و عارفان کابل

این جرگه بزرگ ملی که مانند جرگه مارجه از خصایل سیاسی واپراتیفی بخاطر دفع تجاوز خارجی انباشته و مملو از روحیه بزرگ انقلابی و آزادیخواهانه بود در آستانه جنگ اول افغان و انگلیس، در اول نوامبر ۱۸۴۱ در محله عاشقان عارفان و شوربازار کابل برگزار گردید.

سران ملی تحت رهبری سردار محمد زمان خان و نیابت  امین الله خان لوگری یوسفزی تعهد کردند .  لویه جرگه ۱۸۴۱ را فراخواندند

فشردۀ رویداد این جرگه به روایت ” افغانستان در مسیر تأریخ” چنین است: نایب امین الله خان لوگری با سایر رهبران جهاد در اول نوامبر ۱۸۴۱ برای بار اوّل در محلۀ نزدیک عاشقان و عارفان (کوچه باغ نواب) با عبدالله اچکزائی جمع شده و طرح انقلاب عمومی ( جنبش آزادی خواهی) را ریختند، تا این وقت مبارزین پراگنده یک قسمت کار را انجام داده و مقدمات چنین اجتماعی را فراهم کرده بودند، مثلاًًًًًًًًًً اینها مناشیری در افغانستان با امضأی جعلی شاه شجاع منتشر ساخته و بنام اولی الامر “شاه” ملت را به قیام عمومی و طرد دشمن خارجی دعوت کرده بودند، همچنان اینها مکتوبی بدون امضأ به مکناتن فرستاده و نوشتند: اگر بار دیگر ترا سواره در تفریح ببینیم ما سوگند برداشته ایم که ترا خواهیم کشت، این نامه ترس نهانی در نفس سرکرده گان انگلیس تولید نمود، همچنان این مبارزین برای برانگیختن اعیان و متنفذین قوم که هنوز در دستگاه حاکمه بسته گی داشتند، شبنامه هائی نوشته و در دل شب بالای دروازه منزل ایشان نصب نمودند، در این شبنامه ها گفته شده بود، که: تمام عیان متنفذ به حکم انگلیس و فرمان شاه بزودی در هندوستان تبعید و از ملک و مال و آل و عیال محروم خواهند گردید، از دیگر طرف شاه را کتباً اخطار دادند که: اگر شاه در طرد دشمن دین و وطن با ملت خود نپیوندد، ما عهد کرده ایم که او را زنده نخواهیم گذاشت.

در مجلس شب اوّل جرگه بتأریخ اول نوامبر سال ۱۸۴۱ رهبران جنبش آزادی خواهی، نقشه جنگ و مقاومت و طرد دشمن را تصویب نمودند، مجلس برای تمرکز اداره یک نفر برادر زاده امیر دوست محمد خان را( سردار محمد زمان خان) را بحیث رئیس جرگه و بعنوان” نواب”( عنوانی که در هندوستان به امرا و راجه ها اطلاق میشد، در دری عنوان شاهزاده گان بوده و معمولاً ” نواب والا” گفته میشد) و نیابت( جانشین، قایم مقامی و معاونیت) او را با عنوان “نایب” به امین الله خان لوگری واگذار شدند، نایب ده هزار عسکر مبارز از مردم لوگر زیر فرمان خود داشت،همینکه جنگ با دشمن آغاز و قضایای نظامی متمرکز شد، چون اجتماع تمام رهبران دشوار بود،لذا برای اداره امور یک مجلس شورای دوازده نفری تشکیل گردید و در یکی از کوچه های شوربازار موقع گرفت، در ترکیب این شورا نواب محمد زمان خان،نایب امین الله خان لوگری، عبدالله خان اچکزی، سردار محمد عثمان خان، خان شیرین خان، سکندرخان بامیزائی و دیگران بودند، این شورا یا جرگه ملی و تأریخی توانست که هزاران نفر داوطلبان ملی را تحت نظم در آورد و آذوقه رسانی و باروت سازی را تنظیم کند.

بهرحال این جرگه و شورا فیصله کرد که سر از فردا دوم نوامبر ۱۸۴۱ مصادف به ۱۷ رمضان ۱۲۵۷ قمری قیام عمومی آغاز شود:

روز ۲ نوامبر ۱۸۴۱ در تأریخ افغانستان و هندوستان یک روز عمده است، در این روز یک امپراتوری بزرگ اروپائی از مردم یک کشور آسیائی شکست میخورد، اما این قیام پایان کار نبود، بلکه تأریخ مشحون از فرود و فراز کشور ما چنین اوضاع را چندین بار تجربه نموده و هنوزهم انجام کار مکتوم است، بهر ترتیب مفاد کلی جرگه عاشقان و عارفان تحکیم وحدت ملی، تبارز روحیه ملی در برابر تجاوز بیگانه، میباشد که صفوف مردم بدون امتیاز نژاد، زبان، مذهب و منطقه در دفاع از مام میهن قرارگرفته و صدها و هزاران مبارز ملی و قهرمانان گمنامی را به یادگار ماندند.

ادامه دارد...   

------------------------------------------------------------------------------------


با بهره از ماخذ و منابع آتی:

  • افغانستان در مسیر تأریخ جلد اول و دوم نوشتۀ مؤرخ شهیر شاد روان میر غلام محمد غبار
  • کرونولوژی رویدادهای مهم افغانستان از ۱۹۰۱ تا امروز ۲۰۰۴ نوشته داکتر علی محمد زکریا
  • واژه نامه سیاسی نوشته امیر نیک آئین، فرهنگ عمید و لغت نامه دهخدا. 

مروری بر تأريخنگاران و خاطره نويسان افغانستان و آثار آنها

2026-02-12 23:45:16
نگاه به تأریخ افغانستان از دید باستانشناسی که بصورت روشن افسانه و اسطوره را از تأریخ جدا میسازد و هرگز در پی آن نیست که رخدادها را درچارچوب سیاسی امروز و دیروز دربند ببیند !

ایجاب شناخت مرزها و زدودن تفاوتها میان تأریخنویسی، تأریخنگاری وتأریخسازی را مینماید، روی این ملحوظ باید روشنتر گردد که به رویت اسناد درکجای تأریخ قرار داریم.

روی چنین نیازمندی، ناگزیریم به تأریخنگاران، تأریخشناسان، تأریخپژوهان و علاقمندان مسایل تأریخی مراجعه و ندا برآوریم که دین و رسالت ما در این عرصه هنوز نا تمام مانده است.
غرض تحقق این آرمان نیاز است، فهرستی از کتابها و نویسنده گان افغان و خارجی را تدوین نمایم تا برمبنای این فهرست پژوهشگران انجمن تأریخ و مطالعات بشری افغانستان و سایر تأریخنگاران بتوانند این پروژه ملی را به سرمنزل مقصود برسانند.


الف)کتابها و نویسنده گان تأریخ افغانستان:

از برجسته ترین تأریخنگاران افغانستان نوین میتوان از: محمود الحسینی جامی منشی احمد شاه ابدالی، فیض محمد کاتب، علامه احمد علی کهزاد بنیانگذار تأریخ نویسی جدید در افغانستان ،میر غلام محمد غبار، پوهاند عبدالحی حبیبی، پوهاند حسن کاکړ، میر محمد صدیق فرهنگ ودههای دیگر یاد نمود.

برمبنای شماری اثرهای تأریخنگاران که در دسترس بود فهرست آتی تنظیم شده است:

1- تأریخ احمد شاهی

نوشته محمود الحسینی ابن ابراهیم جامی منشی و واقعه نگار احمد شاه درانی 1773-1722) و تصحیح محمد سرور میباشد، این کتاب تحت نظر پادشاه رویدادهای بنیانگذاری دولت مستقل افغانستان، لشکر کشیها، فتوحات و سیستم حکومتداری را بیان داشته است. کتاب در قالب یک دیباچه و 26 فصل (وقایع سال نخست تا سال ۲۶) را عرضه میدارد. کتاب چاپ سال 2007 در تهران میباشد.

2 - پادشاهان متأخر افغانستان

در دوجلد از نشرات نخستین انجمن تأریخ افغانستان ، تألیف میرزا یعقوب علی خافی باشنده چنداول کابل / در جون 1912 در مطبعه عمومی کابل چاپ و تفریط آنرا احمد علی خان کهزاد رئیس وقت انجمن تأریخ نوشت.این کتاب در دوجلد تدوین شده بود.
در جلد اول که ۲۴۶ صفحه در سه باب وچند فصل بود، وقایع برجسته تأریخی از زمان سلطنت امیر دوست محمد خان تا اوایل سلطنت امیر محمد افضل خان را شرح میدهد.
جلد دوم که ۴۸۳ صفحه بود از سلطنت دوم امیر شیرعلیخان تا امیر عبدالرحمان خان را احتوا میکند.
نخستین انجمن تأریخ افغانستان نشرات دیگری مانند: سلطنت غزنویان، رجال ورویدادهای تأریخی، سرخ کوتل، عروج بارکزییها، تیمور شاه درانی، واقعات شاه شجاع، در زوایای تأریخ افغانستان، نوای معارک، لشکرگاه و غیره را نیز داشت.

3-اکبر نامه منظوم

کارنامه های سردار مجاهد وزیر محمد اکبر خان را به معرفی گرفته است. این کتاب اثر حمید کشمیری در ۲۶۴ صفحه به تصیحیح محمد ابراهیم خلیل اهتمام شفیع رهگذر در سال 1912 در مطبعه عمومی کابل چاپ شده است.

4-کتاب افغانان: جای، فرهنگ، نژاد

تألیف مونت استوارت الفنستون به زبان انگلیسی و ترجمه دری آن توسط محمد آصف فکرت صورت گرفته است کتاب ۶۶۴ صفحه دارد و درسال 1987 در تهران چاپ شده است.

5- زنده گی امیر دوست محمد خان

نوشته موهن لال کشمیری 1846

6- کتاب تاج التواریخ

تأریخ افغانستان، نویسنده امیر عبدالرحمن خان از 1747 تا 1900 تقویم مشترک در دو جلد ناشر آن مرکز نشراتی میوند پشاور در ۵۵۴ صفحه.

7- سراج التواریخ

نویسنده فیض محمد کاتب دوره امیر حبیب الله خان

8- تأریخ افغانستان

احمد علی کهزاد

9- بالاحصار کابل و پیش آمدهای تأریخی

در دو جلد ( احمد علی کهزاد)

10- افغانستان در پرتو تأریخ

( احمد علی کهزاد) و حد اقل 20 جلد کتابهای دیگر که یک عده آنرا برای خواندن و هم تحفه برای ما اعطا نموده بودند، زیرا ایشان از مصاحبان پدرم و در همسایه گی ما در گذرگاه – کابل زیست داشتند در جوانی تا ۳۰ ساله گی تحت نظر ایشان که سمت استادم را داشت کتابهای تأریخی را خواندم و بهره بردم.


11- آثار لوئی دوپری Louis Dupree برای افغانستان
* (افغانستان (1973)* (راهنمای تأریخ افغانستان (An Historical Guide to Afghanistan) 1972

*راهنمای تأریخ کابل (An Historical Guide to Kabul)

* راهنمای موزیم ملی (A Guide to the National Museum)


12- تأریخ روابط سیاسی افغانستان از امیر عبدالرحمن خان تا استقلال

آدمک، لودویگ دبلیو Adamec, Ludwig W ترجمه علی محمد زهما.

13- افغانستان در پنج قرن اخیر

میر محمد صدیق فرهنگ
14- افغانستان در مسیر تأریخ

Afghanistan Throughout The History در دوجلد ( میر غلام محمد غبار وحشمت خلیل غبار) جلد اول چاپ 1969 موسسه نشرات کتب مطبعه دولتی افغانستان در ۸۵۲ صفحه، جلد دوم جون 1999، ویرجینیا- ایالات متحده امریکا. جلد اول این کتاب پس از چاپ درسال 1967 توسط دولت شاهی افغانستان توقیف شد، اما درسال 1973 دوران جمهوریت محمد داوود خان 3000 جلد و در مرحله حزب دموکراتیک خلق به هزاران نسخه در مطابع دولتی تکثیر شد.
جلد اول از آغاز دورۀ تأریخی تا ربع دوم قرن بیست ( پایان دوره شاه امان الله) و جلد دوم از دوره حکمرانی خانواده نادرشاه تا سقوط شاه محمود خان را بیان میکند.
این اثر ارزشمند و ارزنده تأریخی از لحاظ شیوۀ نگارش، طرز بیان، محتوی و مضمون کاوشهای دقیق و مستند، موضعگیریهای وطن پرستانه و نقدهای آن به نظر ما آموزنده ترین، الهام بخشترین، تکان دهنده ترین و عبرت انگیزترین اثر تأریخی مدرن در نیمه اول قرن چهاردهم خورشیدی و نیمۀ دوم قرن بیست تقویم مشترک در افغانستان میباشد.

15-تأریخ افغانستان

نوشته پروفیسرحسن. کاکر را میتوان یکی از شاخصترین و شاید هم پرکارترین چهره های اکادمیک افغانستان در دوره پیش از جنگ نامید. او در طول حیاتش بیش از ۵۰ اثر علمی به زبانهای دری، پشتو و انگلیسی نوشت که تا امروز برای بسیاری از پژوهشگران عرصه افغانستان شناسی از جملۀ منابع مهم بشمار میروند. آثار مهم او چون دولت و جامعه در افغانستان، تأریخ دیپلوماسی و سیاسی افغانستان میباشد.

16- تأریخ بُخدی (بلخ)

نوشته عبدالحی حبیبی

17- تمدنهای قدیم افغانستان

نوشته میر محمد صدیق فرهنگ

18- تأریخ هخامنشیان و نفوذ آنها در افغانستان

نوشته خلیل الله خلیلی

19- باستانشناسی افغانستان

نوشته مصطفی حبیبی

20- نژادنامهٔ افغان

تألیف ملا فیض محمد کاتب هزاره؛ چاپ مشهد- ایران

21-پشتنی قبیلی او روایتی شجری

محمد معصوم، د جرمنی چاپ

22- تأریخ حُکمای متقدمین ازهبود تا آدم وعیسی

در ۲۰۳ صفحه- فیض محمد کاتب

23- افغانستان درپنج قرن اخیر

میر محمد صدیق فرهنگ

24- کُرسی نشینان کابل

احوال دولتمردان افغانستان در روزگار شاه امان الله خان. نوشتۀ سید مهدی فرخ سفیر ایران در افغانستان و به کوشش محمد آصف فکرت سال 1992 چاپ ایران.

25- په هندوستان کی دپښتنو پاچاهی

لېکوال: کاندېد اکادمېسن اعظم سېستانی - ژبارن: ځلمی کرزی دا کتاب ۳۸۴ مخ لری.

26- دپښتنو قبېلو مېنی –شجری اونومېالی

دشېرېن خان ناصری لېکنه/کوېته- 1993

27- تأریخ تجارت افغانستان

در دوجلد ، چاپ کابل سال 2015 / مؤلف سید عظیم حسینی سابق معین وزارت تجارت.

28- تأریخچه روابط تجاری افغانستان با کشورهای خارجی

چاپ کابل سال 2015 / مؤلف سید عظیم حسینی سابق معین وزارت تجارت.

29- سیر تأریخی تجارت درجهان

چاپ کابل سال 2015 / مؤلف سید عظیم حسینی سابق معین وزارت تجارت.

30- دښځو دتارېخ ته ېوه کتنه

لېکونکی محمد علم بڅرکی- جون 2005 داحمد شاه بابا علمی ادبی ټولنه

31- علامه محمود طرزی
و نقش او در احیاء جنبش مشروطیت و استقلال افغانستان تألیف کاندید اکادمیسن محمد اعظم سیستانی –سویدن سال 2001

32- په افغانستان کی دمشروطېت غورځنګ

لېکوال : ځلمی کرزی- کال 2013مونشن- جرمنی

33- ظهور وسقوط اعلیحضرت امان
الله خان –تألیف ک- پیکار پامیر -2003 کانادا

34- قزلباش وهزاره در لابلای تأریخ افغانستان

تألیف احمد علی محبی – سال 2001 –آلمان

35- گفتمان بحران افغانستان

اثر دوکتور سید موسی صمیمی-2014

36- افغانستان سرزمین آریا

اثر ناصر کمال- 1999

37- کالبد شگافی بحران افغانستان

سید موسی صمیمی 1990

38- طبابت عنعنوی در افغانستان

پژوهش ونگارش داکتر بشیر افضلی، هامبورک، جرمنی سال 1984 دارای ۴۷۹ صفحه

39- اطلس تأریخی افغانستان

مؤلف جنرال عتیق الله پاڅون چاپ جرمنی سال 2009 دارای ۱۷۵ صفحه

40- مرور کوتاهی برتأریخ افغانستان وقضیه پشتونستان

مؤلف عتیق پاڅون سال 2009

41- تأریخ خط ونوشته های کهن افغانستان از عصر قبل التأریخ تاکنون

تألیف پوهاند عبدالحی حبیبی 1971 پشاور-۳۱۲ صفحه

42- شعر زنان افغانستان به کوشش مسعود میر شاهی

چاپ تهران سال 2004 در ۵۵۴ صفحه

43- سیطرۀ هزاروچهارصد سالۀ اعراب بر افغانستان

سلیمان راوش-چاپ فرانسه

44- تأریخ افغانستان پس از اسلام

عبدالحی حبیبی ،نشر میوند سال1998

45- تأریخ ادبیات افغانستان از قدیم ترین تا ظهور دین اسلام

احمد علی کهزاد سال 1951

46- ابوبکر محمد بن ذکریای رازی

سلیمان راوش

47- اسلام وسیاست

نوشته پروفیسر اسنا اولسن- ترجمه خلیل زمر سال 1999 – سویدن

48- زنان نخبه افغانستان

ناهید علومی مارچ 2020 هالند- مصور ودارای 289 صفحه ( دری وانگلیسی)

49- تأریخ افغانستان

نوشته جاناتان لی که حاوی ۷۹۶ صفحه است .جاناتان لی تأریخ سرزمین و مردم افغانستان را از سال 1260 تقویم مشترک تا امروز مورد بررسی قرار داده است و این به یقیین سیلی محکمی است به چهرهُ کسانیکه از روی نفرت و وطن ستیزی ناسیونالیزم قومی به تحریف و جعل تأریخ کشور خود مشغول اند و افغانستان را کشوری ساخته و پرداخته استعمار انگلیس میدانند! جاناتان لی سالها در افغانستان زنده گی کرده یک مؤرخ نآمدار و عضو برتش انستیتوت برای مطالعات افغانستان میباشد. این اثر چاپ مجدد سال 2022 توسعه یافته چاپ اولی سال 2018 میباشد.

50- سری لشکری په افغانستان کی

گروموف / پردیس مسافر)

51- په افغانستان کی رشتیا سه تیریدل

الکساندر مایوف/ ترجمه /داوودجنبش

52- د افغانستان د خپلواکی او نجات تأریخ

جرنیل یارمحمد خان وزیری خاطرات

53- د افغانستان برخلیک او ختیز پشتانه

دوکتور وارث محمد وزیری

54- اعلیحضرت محمد نادر شاه

اسدالله سراج ویراستاری صدیق رهپو

55- ظهور مشروطیت و قربانیان استبداد در افغانستان

۲ جلد، سید مسعود پوهنیار

56- در زوایای تأریخ معاصر افغانستان

احمدعلی کهزاد

57- تأریخ بیهقی

خواجه ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی

58- د افغانستان قومی جورښت

واک فوندیشن افغانستان دپاره

59- پس از صد سال سکوت

تأریخ هزاره ها

60-حقیقت التواریخ، افغانستان از امیر کبیر تا رهبر کبیر

عبدالحق مجددی

61- روابط سیاسی افغانستان و ایران در قرن بیستم

وحید مژده

62- پتانها، بخشی از اقوام گمشدۀ اسرائیل

رابای اویفایل اوویخایل

63- مسئله افغانستان از نظر حقوق بین الدول

پوهاند و دیر صافی

64- جنبش مشروطیت در افغانستان

پوهاند عبدالحی حبیبی

65- هوتکیها

عبدالروف بینوا

66- فدرالیسم و عواقب آن در افغانستان

عبدالحمید مبارز

67- تأریخ افغانستان

علامه سیدجمال الدین - مترجم محمد امین خوگیانی

68-حاکمیت قانون در افغانستان

به قلم اعلیحضرت امان الله، مقدمه و تصحیح از حبیب الله رفیع

69- افغانستان از شجاع الملک تا ببرک کارمل

پیکار پامیر

70- تأریخ قزلباشهای افغانستان

محمد احسان پژوهش

71- طبقات ناصری

قاضی منهاج سراج جوزجانی 658هجری، عبدالحی حبیبی، انجمن تأریخ افغانستان

72- دو چهره از امیر عبدالرحمن

نصیر مهرین

73- نام وننگ

تولد دوباره خُراسان کهن در هزاره نو، سلیمان راوش نومبر 2007 - آلمان

74- افغانستان مردم - تأریخ - سیاست

دوکتور نور احمد خالدی

75- هویت، فرهنگ و تمدن

آریانای دیروز یا افغانستان امروز، محمد نسیم ازغندیوال مارچ 2021

76- افغانستان دمعاصر تأرېخ په رنا کی

شهسوار سنګروال

77- افغانستان در بن بست جنگ جهانی اول

همراه با سفرنامه اُسکار فُن نیدر مایر، بر اساس ترجمه کیکاووس جهانگردی / 2018 هرات / تعلیق و تحشیه نصرالدین سلجوقی.


78) سرگذشت موسیقی معاصر افغانستان از 1242 تا 1370

عبدالوهاب مددی، مصور چاپ سال 2011 تهران


79) کتاب ستاره های آریانا

مجموعه تصویری و وزنده گینامه هنری - هنرمندان موسیقی افغانستان، در دو جلد و ۱۴۰۰ صفحه چاپ سال 2010 انتشارات کاوه - آلمان ( احمدبشیر دژم)

80) تأریخ یهودیان افغانستان

تمیم ابوی تحت کار و چاپ

81) لوی پښتو- آلمانی سېند

جنرال عتېق پاڅون، 2024 آلمان

82) کابل در آئینه تأریخ

پوهاند دوکتور عبدالاحمدجاوید 2012، انتشارات شاروالی کابل

83) حدود العالم من المشرق

ترجمه پوهاند میر حسن شاه

84) دپشتو تارېخ

قاضی عطا الله، چاپ کابل

85) ظهور افغانستان معاصر واحمد شاه ابدالی

اعظم سیستانی، چاپ 2006 پشاور

86) سفرنامه ها و فرهنگهای ذیربط به افغانستان مانند:

سفر نامه فورستر 1798 ت.م؛ فرهنگ جغرافیای بروکس 1807 ت.م؛ فرهنگ جغرافیای هند شرقی 1815 ت.م؛ تأریخ پارس ملکم 1815ت.م؛سفرنامۀ دور وویل 1819 ت.م؛سفرنامۀ چارلز ماسون 1842ت.م؛ تآریخ افغانان تیریر 1858 ت.م؛ و مقاله های کارل مارکس تحت عنوان معاهده پاریس 1858 ت.م.و فریدریش انگلس در مورد افغانستان 1858 ت.م. از مقاله دوکتور خالدی (دفاع ازتأریخ افغانستان) اگست 2024

87) تأریخ مستند افغانستان

آریانا-خراسان-افغانستان، 2025 دوکتور نوراحمد خالدی

88) تأریخ مستند افغانستان

جلد اول ( افغانستان از عصر عتیق تا سده هژدهم) سال 2026 دوکتور نوراحمد خالدی

89) تأریخ مستند افغانستان

جلد دوم ( افغانستان درعصر جدید روند ظهور و تکامل دولت ملی ( 1709 الی 2021) دوکتور نور احمد خالدی

90) افغانستان خلک، تأریخ ، سیاست

سال 2026 دوکتور نور احمد خالدی


ب: واقعه نگاران وخاطره
نویسان سیاسی و شخصی معاصر هرگاه از مهمترین و تأثیر گذارترین واقعه نگاران و خاطره نویسان یاد نمائیم میتوان از؛ خالد صدیق چرخی ( ازخاطراتم)، سلطان علی کشتمند ( یادداشتهای سیاسی)،دوکتور اکرم عثمان ( کوچۀ ما)، زلمی خلیلزاد ( فرستاده)، حسن شرق (کرباس پوشان برهنه پا ) ودههای دیگر یاد نمود.


تفصیل این خاطره نویسیها قرار آتیست:

1- کتاب "از خاطراتم" نوشته خالد صدیق "چرخی"فرزند غلام صدیق خان چرخی دارای ۴۰۹ صفحه بوده و در جون2007 در شهر کهلن جرمنی چاپ شده است.

کتاب برگی از سرگذشت خانواده رنجدیدۀ چرخی در دوره استبداد نادر شاه و برادران حاکم وی میباشد که به شیوه خاطره نویسی نگارش یافته است. "از خاطراتم" بعنوان شاهد گواه راستینی میباشد که نویسنده اش در بهترین سالهای زنده گی خویش از هر زندان و آزار واذیت لمس نموده، مرگها را دیده و با مرگ زیسته است، نویسنده آن سخن از استبداد و قربانیان استبداد دارد.

2- زنده گی سیاسی شهید داود خان، اثر دوکتور سید عبدالله کاظم از 1931 تا 1978

3- خاطرات سیاسی غوث الدین فایق وزیر فواید عامه جمهوریت داوودخان (رازی را که نمیخواست افشا کنم)

4- اردو و سیاست (در سه دهه اخیر افغانستان) در دوجلد نوشته سترجنرال محمد نبی عظیمی 1998 پشاور. 641 صفحه

5- یادداشتهای سیاسی و رویدادهای تأریخی در دوجلد/ اثر سلطان علی کشتمند

6- کوچه ما، در دو جلد، اثر دوکتور اکرم عثمان سال 2005

7- ظهور و زوال حزب دموکراتیک خلق، دستگیر پنجشیری 1998

8- من و آن مرد موقر نبی عظیمی 2014

9-از پادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک در دو جلد اثر عبدالوکیل 2016

10-روزهای دشوار -ستر جنرال ارکان حرب نبی عظیمی- دارای ۶۳۳ صفحه جون 2017

11- فرستاده – زلمی خلیلزاد سفیر پیشین امریکا در افغانستان- 2016 مطبعه عازم

12- دهه قانون اساسی افغانستان مؤلف صباح الدین کشککی -1986 پشاور-۲۲۶ صفحه

13- نقلی از هزارویک پیشآمد در دو جلد –نویسنده غرزی لایق 2016- انتشارات عازم کابل

14- خاطرات هنری استاد محمد حسین آرمان-سال 2016 در ۱۸۲ صفحه مصور

15- گوهر اصیل آدمی چشمدیدها و سرگذشتها نویسنده محمد عالم افتخار سال 2011

16- زنهارها و آژیرها- غرزی لایق سال 2018 مطبعه عازم – کابل در ۴۳۲ صفحه

17- حقایق -پندارها و کردارها – فقیر محمد ودان سال 2002

18-حوادث تأریخی افغانستان از 1990 تا 1997- جمیل الرحمن کامگار

19- جنگهای کابل از 1992 تا 1998 اثر جنرال قدوس

20- خاطرات سیاسی جنرال عبدالقادر در گفتوگو با داکتر پرویز آرزو 2013

21- خاطرات عبدالحمید محتاط نیم قرن مبارزه و سیاست

22-تصویری از گوانتانامو - ملا عبدالسلام ضعیف

23- رویدادهای نیمه اخیر سده بیست در افغانستان _ محمد نذیر کبیر سراج ( صدیق رهپو)

24- سرنشینان کشتی مرگ یا زندانیان قلعۀ ارگ -خاطرات عبدالصبور غفوری

25-افغانستان پس از بازگشت سپاهیان شوروی - محمد قارییف، مشاور نظامی داکتر نجیب الله

26-پتی توطیی او بربندی سیری - انجنیر حکمتیار

27- ارمغان زندان - یادداشتهای عبدالملک عبدالرحیم زی

28- سفرها و خاطره ها - حآمد علمی

29- تأریخ حزب دموکراتیک خلق افغانستان - عبدالقدوس غوربندی

30- دسائس و جنایات روس در افغانستان از امیر دوست محمد تا ببرک کارمل _ داکتر ش .ن. حقشناس

31- کرباس پوشهای برهنه پا - حسن شرق

32- خاطرات سیاسی سید قاسم رشتیا

33-درسهای تلخ و عبرت انگیز افغانستان - میرصاحب کاروال

34- خاطرات نیم قرن. تألیف. داکتر صالح محمد زیری

35- راز خوابیده، اسرار مرگ نجیب الله - رزاق مامون

36- خاطرات چهار دهه زنده گی دیپلوماتیک من - دوکتور عبدالحکیم طبیبی

37- سیاست افغانستان روایتی از درون- دوکتور رنگین دادفر سپنتا نومبر2017

38- آصف آهنگ خاطرات زندان

39-از خاطرات انجینر عبدالتواب آصفی برگردان از انگلیسی: عوض حصارنائی

40 - سیر زنده گی در آئینه تأریخ (دفتر خاطرات) نویسنده: تورنجنرال محمد آصف الم

41) کرونولوژی رویدادهای مهم افغانستان از 1901 تا 2004 / دوکتور علی محمد زکریا -لیموز فرانسه (مطبعه انجمن فرهنگ افغانستان)

42) رسالۀ مناسپتهای ملی وبین المللی سال 2026 ناهید علومی : نویسنده های خارجی درمورد افغانستان



کم ما وکرم شما

1- Afghanistan: A Cultural and Political History" by Thomas Barfield
2- TheArchaeology of Afghanistan: From Earliest Times to the Timurid Period" by WarwickBall and Norman Hammond
3- Empires of the Silk Road: A History of Central Eurasia from the Bronze Age tothe Present" by Christopher I. Beckwith
4- TheBactrian and Indo-Greek Kingdoms: A History of Afghanistan from the 3rd CenturyBC to the 1st Century AD" by W.W. Tarn
5- Alexanderthe Great and Bactria: The Formation of a Greek Frontier in Central Asia"by Frank L. Holt
6- TheKushan Empire: A Historical and Numismatic Study" by Joe Cribb
7- BuddhistArt & Architecture of Gandhara" by R.C. Sharma
8- TheSilk Roads: A New History of the World" by Peter Frankopan
9- Afghanistan: HiddenTreasures from the National Museum, Kabul" by Fredrik Hiebert andPierre Cambon
10- TheAfghanistan Papers /Craig Whitlock2021 Simon and Schuster
11- The American War in Afghanistan Carter Malkasian 2021 Oxford University Press
12- From Aryana-Khorasan to Afghanistan Hamid WahedAlikuzai 2011 Trafford
13- Afghanistan RandyNoorman 2012 Aspekt
14- The Wars of Afghanistan Peter Tomsen 2011 Public Affairs
15- Afghanistan. A Cultural History John Simpson 2012 British MuseumPress
16- Revolutions and Rebellions in Afghanistan Nazif Shahrani / RobertCanfield 2022 Indiana University Press
17- The Performance of Emotion among Pashtun Women Benedicte Grima 2005 OxfordUniversity Press
18- Underground Girls of Kabul Jenny Nordberg 2015 Virago Press Ltd
19- Art through the Ages in Afghanistan Volume Hamid Naweed 2013 Authorhouse
20- We are still here Nahid Shahalimi 2022 Plum
21- Opium Nation Fariba Nawa 2011 Perennial
22- A Woman among warlords Malalai Joya 2009 Simon and Schuster
23- The Pashtun tribes in Afghanistan Ben Acheson 2023 Pen & Sword Books
24- The performance of emnotion among PashtunWomen Benedicte Grima 2005 OxfordUniversity Press
25- Child Sex, Bacha Bazi and prostitution inAfghanistan Musa Khan Jalalzai 2011 LapLambert Academic Publishing
26- Afghanistan. A military history from Alexanderthe Great to the Fall of the Taliban Stephen Tanner 2002 DaCapo Press

بنابر نیاز انجمن تأریخ ومطالعات بشری افغانستان فهرست برخی کتابها پیرامون تأریخ افغانستان و نویسنده گان آن به زبانهای پارسی - دری، پشتو و انگلیسی چه افغان ها و چه خارجیها در سه کتگوری ردیف بندی شد. اما این فهرست و طبقه بندی را نمیتوان کامل و تمام عیار دانست. زیرا پوشش همه کتابها، همه نویسنده ها، هم خاطره نویسان کاریست بس دشوار و در عین زمان وقتگیر که حتی مستلزم یک کتاب مفصل
تازه میباشد.چون در یک مقاله پژوهشی گنجایش آن محال است.


منابع وماخذ:
- فراخوان تأریخ نویسی سال 2019 ( صدیق رهپو وصدیق وفا)
- کتابخانه های کوچک خودما و دوستانم


ضرب المثل های عاميانۀ زبان دری افغانستان و کاربرد آنها

2026-02-12 00:43:41

ضربُ المثل ها جزء بسيار عمده زبانهاست، هر زبانی که قدامت تاريخی، گوينده گان زياد، ساحه گستردۀ کاربرد وزيبايی های ادبی بيشتر دارد، عادت ها، پندار ها، قصه ها ، مثل ها و گفته های وسيعی ميداشته باشد که زبان به زبان و سينه به سينه و نسل اندر نسل انتقال میيابد. زبان والا گهر دری افغانستان با ملاحت ، فصاحت و قِدامتی که دارد، هم زبان علم است وهم زبان ادب وگسترش فرهنگ، زبان شعر و هم زبان عاطفه و هم انسان دوستی است.
ضرب المثلهای اين زبان از عمق وپهنای خاص بر خوردار بوده، استدلال، فکر رسا و ذهن روشن گوينده گان آن حکايت از قوت منطق و خرد باشنده گان اين سر زمين مينمايد.
گروهی از ادب شناسان ضرب المثل ها را از جمله کهن ترين آفريده های ادبی ميدانند، زيرا پيش از اينکه انسان شعر بگويد به گفتن مثل وحکم ( ضرب المثل ها)، کلمات کوتاه ( کلمات قصار)،اندرز ها و پند های کوتاه پرداخته اند.
ضرب المثلها بهترين وسيلهء افهام و تفهيم بوده و اکثر علما و دانشمندان برای ساده سازی متن های بزرگ وژرف ادبی از مصرع های منظوم يا جمله های مؤجز و سخنان کوتاه کار گرفته اند و آنرا به شکل منشور بيرون کشيده اند، تا نکات مهم اجتماعی واخلاقی را به خواننده گان وشنونده گان انتقال وباز گو نمايند.
پيشينهء ضرب المثلها و تاريخ پيدايش آن مستلزم کاوش همه جانبه ميباشد، اما در اين مبحث ميخواهيم فشرده هايی در رابطه به ضرب المثلهای عاميانه زبان دری و بخصوص کاربرد آن داشته باشم.
در اينجا سعی مينمايم که بهترينها را برگزينم.  


 ۱) آب از سر چشمه خِت است ( خِت: گِل آلود، کثيف ومتأثر يا اثر پذير):
اين مثل درجايی گفته ميشود که؛ پيچيده گی يک موضوع به منشاء آن وابسته باشد، طور مثال: آشفته گی وضعيت کنونی کشور ناشی از نبود منجمنت واداره بوده وعدم جور آمد ملی وبين المللی بخصوص فقدان شناخت حاکمان فعلی باعث گرديده تا انارشی در همه عرصه ها مستولی گردد، اين مثل جا های گوناگون کاربرد دارد.
اين مثل به چند شکل ديگر هم گفته شده است.مانند: "آب از سربند خِت يا گل آلود است"


 ۲) آب از آب تکان نمی خورد: 
اين مثل ريشه به گفتار ژرف دارد، زمانی که يک حرکت موازی منافع يک حلقۀ بانفوذ وزورمند باشد، ولو که همان حرکت به منافع عامه ضرر وارد کند، از جانب حلقه زورمند صحه گذاشته شود، درچنين موقعيت گفته ميشود و يا هنگام خاموشی و چشم پوشی داور يا داوران از حقايق.


۳) آب اگر صد پاره گردد بازهم آشناست:
اين مثل معروف درجاي گفته ميشود که دوستی هايی مانند: خانواده گی، هم خونی وهم وطنی در اثر سؤ تفاهم خلل پذير شود، بارفع سؤ تفاهم و يا اعتراف به گناه و يا اشتباه يکطرف يا دوطرف اين مثل به زبان می آيد. مفاد آن چنين است که  دوستی ما خلل ناپذير است.


 ۴) آب اگر در روغن افتد ناله خيزد از چراغ:
اين مثل زمانی مصداق می يابد که عمل يک عضو خانواده و يا ارگان و نهاد اجتماعی و سياسی باعث خدشه در اعتبار ديگران شود. همانطوری که آب تيل باعث سکته گی و فغان چراغ ميشود، کار نا شايست يک عنصر باعث خجالت و سر افگنده گی ديگر عناصر يک کلکتيف ميشود.


 ۵) آب بيار وحوض را پر کن:
اين مثل گاهی به زبان می آيد که يک موضوع جزيی باعث يک حادثه ناخواسته کلان شود وشخص نا خود آگاه در يک حادثه ويا قضيه درگير ماند، اما حادثه يی که در آغاز آن اراده شخص بوده باشد. مثال: شخصی ميخواهد ميانجی گری کند، اما يکی از طرفين منازعه، ميانجی را تحت پرسش طوری قرار دهد که ميانجی ناگزير به پاسخدهی گردد و انجام آن کار ثقيل تر از منازعه و اختلاف دو نفر اولی باشد.


 ۶) آب در کوزه وما تشنه لبــان ميگرديم   
يار درخانه و ما گِرد جهان  ميگرديم

اين مثل که به نظم بيان شده است، در موارد بسيار کاربرد دارد. مثال: هنگامی که زمينه آموزش در خانه ويا نزديکترين محل دسترسی وجود داشته باشد و ما دنبال آموزش به فرسنگها دور بشتابيم، هنگامی به زبان می آيد که به گفته مولانای بلخی " معشوق" را در خانه است ( مستمندان همسايه ما اند) و ما دنبال ثواب به حج می رويم و يا: دهها مورد ديگرکه ما متوجه چار اطراف خود نيستيم، درحالی که بهترينها در نزديکترينهاست.
اين مثل به شکلهای ديگر هم آمده است:
 صحبت صاحبدلان اکسير غناست
آب در کوزه وما تشنه لبان ميگرديم


۷) آب رفته نايد بجوی:
اين مثل در جايی کاربرد دارد که : شخصی فُرصت را از دست دهد و کاری نکند و پيشيمان شود، برايش ميگويند: آب رفته نايد بجوی. ليکن همين مثل به شکل ديگر هم کار برد دارد، مانند: آب رفته باز آمد بجوی.( معنايش اين است، که چانس ديگر بدست کس آيد و يا برای انجام کاری شرايط و زمينه دوباره فرآهم شود.


۸) آتش چو بر افروخت، تر وخشک را سوخت:
اين مثل زمانی گفته ميشود: که خشونت ، جنگ و اختلاف همه را پايمال نمايد، نمونه بزرگ آن اوضاع جنگی کشور است که در اين آتش لعنتی همه و همه چه افراد غير نظامی، چه کودکان، زنان وپير مردان را تباه نموده و اين روند نا ميمون ادامه دارد. در اين رديف چند تای ديگر هم است:
- آتش پريد گنجشک همسايه سوخت.
- آتش تيز خشک وتر را ميسوزاند.
- آتش چو بر افروخت بسوزد تروخشک.
- آتش دوست ودشمن را نمی شناسد.
- در جنگ نان وحلوا تقسيم نيست.
-آتش را که پوف کنی تيز تر ميشود.


۹) امروز قدر هرکس بقدر مال و جاه است
    آدم نمي توان گفت آنرا که خـــــر نباشد

(بيدل)
اين نظم که به مثل مبدل شده اصلاً نقد است بر افزودن مال وجا وکمبود علم و دانش، در جايی گفته ميشود که قدر انسان تنزيل کند واندازه کرامت وشرافت انسانی از روی جاه و جلال و مال محاسبه شود.


۱۰) آزرده دل آزرده کند انجمنی را ويا افسرده دل افسرده کند انجمنی را:
اين مثل درجايی بيان ميشود که يک ناراض سبب نا رضايتی های بيشتر را سبب شود و اين در دوحالت بروز ميکند يکی مثبت و ديگری منفی، مثبت آن هنگامی با آزرده دل همنوايی شود و ديگران از همدردی با وی ازرده وغمين شوند و حالت منفی آن زمانی رخ ميدهد که يک منتقد در انجمن به شکل ماجرا جويانه ديگران را بخود جلب کند وفضای انجمن را مکدر سازد.


۱۱) آزموده را آزمودن خطاست:
اين مثل معروف ترين مثلهاست و درجايی کاربرد دارد که شخصی، نهادی و گروهی يکبار مورد ازمايش قرار گرفته باشد و در آن ناکامی بار آورده باشد، آن هنگام اين مثل معروف گفته ميشود.
و يا ميگويند:

آزموده را چه آزمايی؟
درزبان شيرين دری صد ها وهزاران ضرب المثل وجوددارد

سیمینارها

ویدیوهای آموزشی



Footer Layout Persian Footer with Noto Font